01 مرداد 1405
دانشگاه خلیج فارس
English
مصطفی دهقانی
مرتبه علمی:
استادیار
نشانی:
دانشکده ادبیات و علوم انسانی - گروه روان شناسی
تحصیلات:
دکترای تخصصی / مشاوره خانواده
تلفن:
077
دانشکده:
دانشکده ادبیات و علوم انسانی
پست الکترونیکی:
m [dot] dehghani [at] pgu [dot] ac [dot] ir
صفحه نخست
تحصیلات
علایق پژوهشی
فعالیتهای پژوهشی
عناوین دروس
سوابق اجرایی
آموزش های کاربردی
انجمنهای علمی
پیوندها
مشخصات پژوهش
عنوان
پيش بيني پايداري ازدواج بر اساس دلبستگي عاشقانه، عملكرد جنسي و شيوه هاي حل تعارض در زنان دارا و فاقد زندگي زناشويي پايدار
نوع پژوهش
مقالات در نشریات
کلیدواژهها
پایداری زندگی زناش ویی، دلبستگی عاشقانه، عملکرد جنسی، شیو ه های حل تعارض
مجله
پژوهش های روان شناسی بالینی و مشاوره
شناسه DOI
https://doi.org/10.22067/tpccp.2026.95664.1851
پژوهشگران
سمانه نوری علویجه (نفر اول)
،
مصطفی دهقانی (نفر دوم)
،
عباس امان الهی (نفر سوم)
چکیده
هدف: پایداری ازدواج یکی از مفاهیم اساسی در روابط زناشویی است که به تداوم و ماندگاری پیوند میان زوجین در طول زمان اشاره دارد. هدف پژوهش حاضر، پیش بینی پایداری ازدواج بر اساس دلبستگی عاشقانه، عملکرد جنسی و شیوه های حل تعارض در زنان دارا و فاقد زندگی زناشویی پایدار در استان اصفهان بود. روش: این پژوهش با روش توصیفی ـ همبستگی و در قالب طرح پیش بینی انجام شد و از تحلیل تمیز به منظور شناسایی متغیرهای متمایزکننده زنان با زندگی زناشویی پایدار و ناپایدار استفاده گردید. جامعه آماری شامل زنان متأهل ساکن استان اصفهان در سال 1403 بود که بر اساس نقطه برش پرسشنامه بی ثباتی زناشویی، 326 نفر در گروه زندگی زناشویی پایدار و 190 نفر در گروه زندگی زناشویی ناپایدار قرار گرفتند. داده ها با استفاده از پرسشنامه های بی ثباتی زناشویی زنان ادواردز، جانسون و بوث، شیوههای رفتاری فارمن و هنر ، عملکرد جنسی روزن و همکاران و شیوه های حل تعارض رحیم، گردآوری و با روش تحلیل تمیز تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که سبک های دلبستگی عاشقانه (ایمن، پریشان، گسسته)، عملکرد جنسی و شیوه های حل تعارض (یکپارچه، اجتنابی، مسلط، مصالحه ای و ملزم شده) به طور معناداری توانایی پیش بینی عضویت زنان در دو گروه پایدار و ناپایدار را دارند. نتیجه گیری: بر این اساس می توان نتیجه گرفت که این متغیرها نقش مهمی در تمایز بین این دو گروه ایفا نموده و می توانند به عنوان شاخص های کلیدی در ارزیابی، پیشگیری از بی ثباتی زناشویی و طراحی مداخلات درمانی زوج محور مورد توجه قرار گیرند.