05 اردیبهشت 1403
سيدناصر جابري

سیدناصر جابری

مرتبه علمی: دانشیار
نشانی: دانشکده ادبیات و علوم انسانی - گروه زبان و ادبیات فارسی
تحصیلات: دکترای تخصصی / زبان و ادبیات فارسی
تلفن: 07733444574
دانشکده: دانشکده ادبیات و علوم انسانی

مشخصات پژوهش

عنوان مطالع تطبيقي تقابل و هدف در طنزهاي گلستان و مثنوي (با تكيه بر نظري عمومي طنز كلامي)
نوع پژوهش مقالات در نشریات
کلیدواژه‌ها
ثبت نشده‌است!
مجله متن پژوهی ادبی
شناسه DOI
پژوهشگران سیدناصر جابری (نفر اول) ، اسماء حسینی (نفر دوم)

چکیده

چکیده: طنز یکی از شاخصه های مهم گلستان و مثنوی است و تاکنون مقایسه ای میان طنز سعدی و مولانا صورت نگرفته است. بر همین مبنا این پژوهش به این موضوع اختصاص یافته است. فرضی? تحقیق این است که تقابل انگاره بر هدف، و جهان بینی بر تقابل انگاره و هدف تأثیر می گذارد. پرسش های تحقیق این است که تقابل چه تأثیری بر اهداف قصه ها گذاشته و چه رابطه ای میان تقابل و هدف وجود دارد. هدف تحقیق در وهل? اول مطالع? تطبیقی طنز در دو اثر مهم و سپس بیان رابط? تقابل انگاره با هدف و تبیین تأثیر جهان بینی بر اهداف طنز است. روش مطالعه، تطبیقی – تحلیلی و مبتنی بر «نظری? عمومی طنز کلامی» همراه با استخراج «تقابل انگاره» و «هدف»، دسته بندی این دو متغیر و تحلیل نتایج است. این مطالعه نشان می دهد که تقابل انگاره و هدف در شبیه ترین حکایات طنزآمیز گلستان و مثنوی نیز متفاوت است. در مثنوی حکایاتی که اهداف متعددی دارند بسامد بالاتری دارد و بعضاً تزاحم و تناقض اهداف نیز دیده می شود. در گلستان غالباً تقابلِ دو انگاره با مقابله و برخورد با شخصیت منفی شکل می گیرد و در مثنوی با رسوایی و افشای شخصیت منفی که اولی مبتنی بر واقع گرایی سعدی و دومی مبتنی بر نگرش آرمان گرا و ایدئولوژیک مولاناست. بر این اساس می توان طنز سعدی را نجات بخش و راهگشا توصیف کرد و طنز مولانا را آگاهی بخش و در عین حال افشاگر و رسواکننده. طنز سعدی بر اساس بنیاد فکری او در موضوعاتی مانند تدبیر منزل، تهذیب نفس و سیاست مدن که زیرشاخه های حکمت عملی هستند؛ قابل تفکیک است و طنز مولانا در موضوعاتی مانند نقد اشتباهات محتمل، نقد تظاهر؛ قیاس و تقلید و برتری دادن به نمادهای آگاهی. بنابراین طنز سعدی شیوه ای برای درست زیستن است و طنز مولانا روشی برای اصلاح یا شکل دهی به ذهن و اندیشه.