07 تیر 1405
دانشگاه خلیج فارس
English
افسانه مرادی
مرتبه علمی:
استادیار
نشانی:
دانشکده ادبیات و علوم انسانی - گروه روان شناسی
تحصیلات:
دکترای تخصصی / روانشناسی
تلفن:
077
دانشکده:
دانشکده ادبیات و علوم انسانی
پست الکترونیکی:
moradiafsane [at] pgu [dot] ac [dot] ir
صفحه نخست
تحصیلات
علایق پژوهشی
فعالیتهای پژوهشی
عناوین دروس
سوابق اجرایی
مشخصات پژوهش
عنوان
پیش بینی راهبردهای مقابله ای دانشجویان دانشگاه خلیج فارس در شرایط پر استرس براساس باورهای معنوی، ارزش های فردی، و امواج مغزی
نوع پژوهش
پارسا
کلیدواژهها
استرس، راهبردهای مقابله ای، باورهای معنوی، ارزش های فردی، امواج مغزی، الکتروانسفالوگرام.
پژوهشگران
سعید شاهدی زاده (دانشجو)
،
علی پاکیزه (استاد راهنما اول)
،
حجت قیمت گر (استاد مشاور)
،
افسانه مرادی (استاد مشاور)
چکیده
زمینه: راهبردهای مقابله با استرس به عنوان یکی از مؤلفه های اساسی در روان شناسی سلامت، نقش تعیین کننده ای در نحوه سازگاری افراد با موقعیت های تنش زا و حفظ بهزیستی روان شناختی ایفا می کنند. پژوهش ها نشان می دهند که نوع راهبردهای مقابله ای مورد استفاده افراد می تواند پیامدهای روانی، هیجانی و حتی جسمانی استرس را تعدیل یا تشدید کند. هدف: پیش بینی راهبردهای مقابله ای (راهبردهای مسئله مدار، هیجان مدار، اجتنابی، سازگارانه و ناسازگارانه) دانشجویان در شرایط پراسترس بر اساس باورهای معنوی، ارزش های فردی و امواج مغزی است. روششناسی: روش تحقیق از نوع کمی و طرح آن توصیفی-پیش بینی است. جامعه آماری شامل دانشجویان دانشگاه خلیج فارس در سال تحصیلی 1404-1403 است. نمونه پرسشنامه ای با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای و نمونه امواج مغز با استفاده از نمونه گیری تصادفی ساده از نمونه پرسشنامه ای انتخاب شد. در این پژوهش از پرسشنامه های مقابله با استرس، باورهای معنوی و ارزش های فردی و جهت سنجش امواج مغزی از دستگاه الکتروانسفالوگرام استفاده شد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد میان باورهای معنوی و راهبردهای مقابله ای سازگارانه رابطه ای مثبت و معنادار وجود دارد ؛ در حالی که میان باورهای معنوی و راهبردهای مقابله ای ناسازگارانه رابطه منفی معناداری مشاهده نشد. همچنین نتایج تحلیل ها حاکی از آن بود که برخی ارزش های فردی و قطب های ارزشی (به ویژه قطب های خودتعالی بخشی و خودافزایی و ارزش هایشان)، نقش معناداری در پیش بینی انواع راهبردهای مقابله ای ایفا می کنند و الگوهای متمایزی از ارتباطات عصبی از نظر نوع و مکان امواج مغزی شناسایی شد. نتیجهگیری: یافته ها نشان داد مقابله سازگارانه حاصل همگرایی ارزش های رشد محور، باورهای معنوی و الگوهای عصب زیستی متمایز است و این سه سطح به طور همسو آن را تقویت می کنند. در مقابل، مقابله ناسازگارانه نه از پشتوانه معنوی و نه از حمایت گسترده ارزشی برخوردار بود و بیشتر به مؤلفه های محدود و اختصاصی وابسته است. این الگو بیانگر ماهیت چندبعدی و یکپارچه مقابله سازگارانه در برابر ساختار محدودتر مقابله ناسازگارانه است.