11 اردیبهشت 1405
دانشگاه خلیج فارس
English
حسین سلیمی
مرتبه علمی:
استادیار
نشانی:
دانشکده ادبیات و علوم انسانی - گروه زبان و ادبیات فارسی
تحصیلات:
دکترای تخصصی / زبان و ادبیات فارسی
تلفن:
-
دانشکده:
دانشکده ادبیات و علوم انسانی
پست الکترونیکی:
hsalimi [at] pgu [dot] ac [dot] ir
صفحه نخست
علایق پژوهشی
فعالیتهای پژوهشی
عناوین دروس
سوابق اجرایی
مشخصات پژوهش
عنوان
سیمای ایران و غرب در داستان های کوتاه صادق هدایت از نگرگاه پسااستعمارگرایی
نوع پژوهش
پارسا
کلیدواژهها
پسااستعمارگرایی، بحران هویت، ایران و غرب ، خود و دیگری، صادق هدایت.
پژوهشگران
فاطمه عباس نیا (دانشجو)
،
مجاهد غلامی (استاد راهنما اول)
،
حسین سلیمی (استاد مشاور)
چکیده
داستان های کوتاه صادق هدایت از جمله آثاری هستند که بازتاب دهندهُ دغدغه های فکری، فرهنگی و هویتی جامعه ایران در دورهُ مواجهه با مدرنتیه و تحولات فکری ناشی از آن اند و از این منظر ظرفیت بالایی برای تحلیل انتقادی دارند. پژوهش حاضر با تکیه بر نظریه پسااستعمارگرایی، به بررسی چگونگی بازنمایی چهره ایران و غرب در داستان های کوتاه هدایت می پردازد و تلاش می کند نسبت این بازنمایی ها را با مفاهیمی چون بحران هویت، ازخودبیگانگی و استعمار فرهنگی روشن سازد. نظریهُ پسااستعمارگرایی، باتأکید بر روابط نابرابر قدرت، سلطهُ فرهنگی و تأثیر گفتمان های غرب محور به تحلیل جوامع غیرغربی در مواجهه با فرهنگ مسلط می پردازد و چارچوبی مناسب برای بررسی آثار ادبی این جوامع فراهم می کند. هدف اصلی این پژوهش، تحلیل نحوه مواجهه شخصیت ها و فضای داستانی با نفوذ فرهنگی غرب و پیامدهای آن بر هویت فردی و اجتماعی است. همچنین این پژوهش می کوشد نشان دهد که چگونه این مواجهه در قالب احساس بیگانگی، انزوا و دوگانکی فرهنگی در داستان ها بازتاب می یابد. پژوهش پیش رو، از گونه پژوهش های توسعه ای در علوم انسانی است و با روش توصیفی-تحلیلی و متکی به منابع کتابخانه ای نوشته شده است و در آن کوشش شده است با به خدمت گرفتن نظریهُ پسااستعمارگرایی مؤلفه های بحران هویت، انزوای شخصیت، خوداستعماری، دیگری-سازی، تقلید، استعمار فرهنگی، تقابل شرق و غرب، فرودستی، مصرف گرایی، نقد روشنفکران و ... در داستان های کوتاه صادق هدایت استخراج و بررسی شود. نتایج پژوهش نشان می دهد که هدایت در داستان های کوتاه خود، جامعه ایرانی را در وضعیتی ناپایدار و دچار دوگانگی فرهنگی تصویر می کند و با نگاهی انتقادی، تقلید سطحی از ارزش های غربی و پیامدهای آن را به چالش می کشد. این آثار نه ستایش گر غرب هستند و نه مدافع بازگشت مطلق به سنت، بلکه بازتاب دهنده بحران ها و تناقض های هویت ایرانی در مواجهه با جهان مدرن اند. این رویکرد نشان می دهد که ادبیات چگونه محل بازتولید یا مقاومت در برابر گفتمان های سلطه گرانه غرب و خودکم بینی فرهنگی جوامع استعمارزده است.