24 فروردین 1403
علي پاكيزه

علی پاکیزه

مرتبه علمی: دانشیار
نشانی: دانشکده ادبیات و علوم انسانی - گروه روان شناسی
تحصیلات: دکترای تخصصی / روانشناسی شخصیت
تلفن: 3344442710
دانشکده: دانشکده ادبیات و علوم انسانی

مشخصات پژوهش

عنوان
اثربخشی هیپنوتیزم درمانی شناختی رفتاری بر کاهش اضطراب امتحان، کمال گرایی و خودکارآمدی تحصیلی دانشجویان
نوع پژوهش پارسا
کلیدواژه‌ها
هیپنوتیزم، اضطراب امتحان، کمال گرایی، خودکارآمدی تحصیلی، درمان شناختی_رفتاری
پژوهشگران لیلا جعفری (دانشجو) ، سوران رجبی (استاد راهنما) ، علی پاکیزه (استاد مشاور)

چکیده

اضطراب به منزله ی قسمتی از زندگی هرانسان در کل جهان، به عنوان یک پاسخ طبیعی و سازگار تلقی می شود که نبود و فقدان آن مارا با مشکلات زیادی مواجه می کند. اضطراب یک حالت و رویداد روان شناختی است که همه ی ما آن را تجربه کردیم، اما زمانی می تواند مشکل ساز شود که از حالت طبیعی خود فراتر رود و موجب پریشانی ، سرگردانی شود(راس و مک لین، 2006) اضطراب امتحان، نوع خاصی از اضطراب است که با نشانه های جسمی، رفتاری و شناختی در شرایط آماده شدن برای امتحان و انجام آزمون ها بروز پیدا می کند. اضطراب امتحان زمانی به یک مشکل تبدیل می شود که به حدی زیاد گردد که با آماده شدن برای امتحان و انجام آزمون، تداخل پیدا کند (لاتاس ، پنتیک و برادویک ، 2010) دلشوره و نگرانی، عرق کردن دست ها، ازیادبردن مطالب درسی، لرزش دست و پاها، افزایش ضربان قلب و ترس از امتحان پدیده ای رایج در بین دانشجویان است که تحت عنوان اضطراب امتحان یاد می شود) سنا، لوو و لی، 2007) اضطراب امتحان می تواند جنبه های مختلفی را درگیر سازد که قبل امتحان، حین امتحان و بعد از امتحان اشکار می شود که در چهار بعد بررسی می شود: بعد اول شامل جنبه ی شناختی است از جمله دلشوره، نگرانی و فراموش کردن مطالب، بعد دوم جنبه ی عاطفی ست که می تواند شامل موارد تنش، زودرنجی و مضطرب بودن باشد، بعد سوم جنبه ی رفتاری ست که احساس ناتوانی در گفتار، بی قراری و ناهماهنگی در حرکات می باشد و اما بعد چهارم جنبه ی فیزیولوژیک است ازجمله: خشک شدن دهان، عرق کردن دست ها و پیشانی، حالت تهوع و اسهال، افزایش فشارخون و ضربان قلب می باشد( احقر، 2014). بیشتر دانشجویان درسطح متوسط یا فراتر از متوسط از اضطراب امتحان رنج می برند که این می تواند روی یادگیری و عملکردشان تاثیر نامطلوبی بگذارد( هیل و ویگ فیلد، 1984).