11 تیر 1405
ابراهيم رجب پور

ابراهیم رجب پور

مرتبه علمی: دانشیار
نشانی: دانشکده کسب و کار و اقتصاد - گروه مدیریت بازرگانی
تحصیلات: دکترای تخصصی / مدیریت دولتی- مدیریت منابع انسانی
تلفن: 09128497144
دانشکده: دانشکده کسب و کار و اقتصاد

مشخصات پژوهش

عنوان
طراحی مدل رهبری پادشکننده با رویکرد داده بنیاد (مورد مطالعه: صنعت نفت، گاز و پتروشیمی)
نوع پژوهش پارسا
کلیدواژه‌ها
پادشکنندگی، رهبری پادشکننده، داده بنیاد، پایداری، صنعت نفت، گاز و پتروشیمی
پژوهشگران فاطمه زارع (دانشجو) ، ابراهیم رجب پور (استاد راهنما اول) ، زعیمه نعمت الهی (استاد مشاور)

چکیده

زمینه: صنعت نفت، گاز و پتروشیمی ایران با بی ثباتی مزمن، تحریم های بین المللی، نوسانات ارزی، مداخلات سیاسی و شوک های محیطی مواجه است. مدل های سنتی رهبری در چنین شرایطی با شکست مواجه می شوند و مفهوم پادشکنندگی نشان می دهد که برخی سیستم ها نه تنها در برابر بحران مقاومت می کنند، بلکه از آن قوی تر می شوند. هدف: هدف این پژوهش طراحی مدل رهبری پادشکننده در صنعت نفت، گاز و پتروشیمی با استفاده از رویکرد داده بنیاد و شناسایی شرایط علّی، زمینه ای، مداخله گر، راهبردها و پیامدهای آن می باشد. روش شناسی: پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و روش داده بنیاد (اشتراوس و کوربین) انجام شده است. جامعه آماری شامل مدیران، رؤسا، کارشناسان ارشد و مشاوران دارای تجربه عملی در صنعت نفت و گاز و پتروشیمی بود. نمونه گیری به صورت هدفمند و گلوله برفی انجام گرفت و داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 18 نفر جمع آوری گردید. تحلیل داده ها با استفاده از کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام شد. یافته ها: بر اساس یافته های پژوهش، پدیده محوری پژوهش «رهبری پادشکننده» شناسایی گردید که توانایی شکستن الگوهای سنتی و قوی تر شدن از دل بحران را شامل می شود. شش شرط علی شامل ادراک بی ثباتی مزمن، یادگیری تحولی از شکست، شکاف ساختاری و ناهماهنگی دانشی، شایستگی های شناختی و هیجانی رهبر، تعهد فراشخصی و ارزش محوری، و تاب آوری پیش کنشگر همراه با ریسک پذیری محاسبه شده است. پنج شرط زمینه ای شامل دوگانگی ساختاری دولتی - خصوصی، تمرکززدایی و چابکی، فرهنگ سازمانی دوگانه، سرمایه انسانی و نخبه پروری، و پیشینه بحران و بلوغ سازمانی می باشند. چهار شرط مداخله گر عبارتند از: تحریم ها و محدودیت های بین المللی، نوسانات کلان اقتصادی، مداخلات سیاسی و قانونی، و شوک های محیطی و تغییرات مزمن. پنج راهبرد اصلی عبارتند از: تنوع سازی هوشمندانه، عدم تمرکز تصمیم گیری با حفظ چشم انداز کلان، مدیریت چند سناریویی و پیش بینی فعال، شبکه سازی غیررسمی و تیم سازی چند مهارتی، و سیستماتیک سازی، یادگیری و فرهنگ سازی پایدار. پیامدهای حاصل نیز شامل تاب آوری پایدار، مزیت رقابتی نامتقارن، توسعه سرمایه انسانی و انسجام تیمی، بهبود عملکرد و سودآوری پایدار، و یادگیری سازمانی و تحول مستمر می باشد. نتیجه گیری: مدل ارائه شده نشان می دهد که رهبری پادشکننده، توانایی شکستن ال