29 بهمن 1404
يوسف دهقاني

یوسف دهقانی

مرتبه علمی: دانشیار
نشانی: دانشکده ادبیات و علوم انسانی - گروه روان شناسی
تحصیلات: دکترای تخصصی / روانشناسی
تلفن: 07731222447
دانشکده: دانشکده ادبیات و علوم انسانی

مشخصات پژوهش

عنوان
مقایسه اثربخشی رفتاردرمانی دیالکتیکی و درمان شناختی رفتاری بر کارکردهای شناختی، هیجانی و تحصیلی نوجوانان دختر دارای اختلال بدتنظیمی خلق مخرب
نوع پژوهش پارسا
کلیدواژه‌ها
اختلال بدتنظیمی خلق مخرب، درمان شناختی رفتاری مبتنی بر مدیریت خشم، مهارت آموزی رفتار درمانی دیالکتیکی، شناخت اجتماعی، اهمالکاری تحصیلی، اضطرار منفی، شفافیت عاطفی، کارکردهای اجرایی.
پژوهشگران فرزانه عباسلو (دانشجو) ، یوسف دهقانی (استاد راهنما اول) ، فریده السادات حسینی (استاد مشاور) ، سوران رجبی (استاد راهنما دوم)

چکیده

زمینه: اختلال بدتنظیمی خلق مخرب یکی از تشخیص های نسبتاً جدید در حوزه ی روان پزشکی کودک و نوجوان است که با بروز هیجان های منفی شدید، دشواری در تنظیم هیجان و پیامدهای شناختی و تحصیلی همراه است. با توجه به پیامدهای گسترده این اختلال بر سلامت روان و کارکردهای روزمره نوجوانان، بررسی و مقایسه اثربخشی مداخلات درمانی کارآمد برای کاهش این پیامدها ضروری است. هدف: با توجه به خلأ پژوهشی موجود در این زمینه، پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی رفتاردرمانی دیالکتیکی و درمان شناختی رفتاری بر کارکردهای شناختی، هیجانی و تحصیلی نوجوانان دختر دارای اختلال بدتنظیمی خلق مخرب انجام گرفت. روش‏شناسی: این مطالعه از نوع آزمایشی پیش آزمون ـ پس آزمون با گروه انتظار و پیگیری یک ماهه بود. جامعه ی آماری شامل دانش آموزان دختر دارای اختلال بدتنظیمی خلق مخرب دوره ی متوسطه ی دوم شهر سیرجان در سال تحصیلی 1403-1402 بود که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. از 166 دانش آموز، 60 نفر پس از بررسی معیارهای DSM-V-TR به صورت تصادفی در دو گروه درمانی) مهارت آموزی رفتار درمانی دیالکتیکی و درمان شناختی رفتاری مبتنی بر مدیریت خشم (و یک گروه انتظار (هر گروه 20 نفر) قرار گرفتند. مداخلات در 12 جلسه ی گروهی 150 دقیقه ای اجرا شد. ارزیابی ها شامل شاخص واکنش پذیری عاطفی (استرینگرز، 2012)، مقیاس پنج عاملی رفتار تکانشی (لاینام، 2006)، مقیاس رگه فراخلقی (سالووی و همکاران، 1995)، آزمون نرم افزاری برو/ نرو (لانگ و همکاران، 1984)، آزمون دسته بندی کارت ویسکانسین (برگ و گرانت، 1984)، پرسشنامه اهمالکاری تحصیلی (سولومون و راث بلوم، 1984) و پرسشنامه شناخت اجتماعی (نجاتی، کمری و جعفری،1397) بود. داده ها با تحلیل کوواریانس، تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون بونفرونی تحلیل شدند. یافته‏ها: نتایج نشان داد که هر دو مداخله ی مهارت آموزی رفتاردرمانی دیالکتیکی و درمان شناختی رفتاری مبتنی بر مدیریت خشم در مقایسه با گروه انتظار، موجب بهبود معنادار در شاخص های انعطاف پذیری شناختی (کاهش خطای درجاماندگی و افزایش پاسخ مفهومی)، بازداری پاسخ (کاهش خطای ارائه، خطای حذف و افزایش توان بازداری)، شفافیت عاطفی، شناخت اجتماعی و کاهش اضطرار منفی و اهمالکاری تحصیلی شدند (p < 0.01). اثرات درمانی در مرحله ی پیگیری نیز پایدار ماند. مقایسه ی بین دو گروه