|
چکیده
|
چکیده
مفهوم ادبیات اقلیمی دربردارندۀ آثاری است که عناصر محیطی و اقلیمی در آن کاربرد گسترده و قابل توجهی دارد. منظور از اقلیم، منطقه و ناحیه ای خاص با آب و هوا و طبیعت بومی ویژه ای است که متمایز از دیگر اقلیم هاست. عناصر اقلیمی در برآیند فضای گفتمانی آثار هنری نقش مهمی ایفا می کنند و نادیده انگاشتن بازتاب اقلیمی و تصاویر محلی موجب پنهان ماندن بخشی از هنر شاعر می شود. یکی از عرصه های ادبیات اقلیمی شعر اقلیمی است. فایز دشتی از چهره های محبوبِ مردمی در استان بوشهر و از دوبیتی سرایان مشهور جنوب است که دوبیتی هایشان با مضامین مختلف، بخش مهمی از ادبیّات و فولکلور این استان را تشکیل داده است. یکی از عمده ترین ویژگی های شعر فایز بازتاب عناصر اقلیمی استان بوشهر است که شامل عناصر جغرافیایی و عناصر فرهنگی-اجتماعی است. پژوهش حاضر با روش تحلیلی، توصیفی و آماری به شاخصه های ادبیات اقلیمی در ترانه های فایز دشتی می پردازد و تلاش می کند فضای گفتمانی شعر فایز را آشکار سازد. نتایج حاصل از پژوهش بیانگر آن است که فایز بیشتر به انعکاس اقلیم جغرافیایی پرداخته است و ترانه های او مشخصه های اقلیمی روستاهای ساحلی خلیج فارس را منعکس می کند و تا حدودی بازتاب فرهنگ و واژه های محلی استان بوشهر است. فرهنگ و واژه هایی که امروزه رو به فراموشی است و این امر ضرورت انجام پژوهش هایی از این دست را بیش از پیش آشکار می سازد.
|