|
عنوان
|
مقایسه اثربخشی رفتاردرمانی دیالکتیکی و درمان شناختی رفتاری بر کارکردهای شناختی، هیجانی و تحصیلی نوجوانان دختر دارای اختلال بدتنظیمی خلق مخرب
|
|
نوع پژوهش
|
پایاننامه
|
|
کلیدواژهها
|
اختلال بدتنظیمی خلق مخرب، درمان شناختی رفتاری مبتنی بر مدیریت خشم، مهارت آموزی رفتار درمانی دیالکتیکی، شناخت اجتماعی، اهمالکاری تحصیلی، اضطرار منفی، شفافیت عاطفی، کارکردهای اجرایی.
|
|
چکیده
|
زمینه: اختلال بدتنظیمی خلق مخرب یکی از تشخیص های نسبتاً جدید در حوزه ی روان پزشکی کودک و نوجوان است که با بروز هیجان های منفی شدید، دشواری در تنظیم هیجان و پیامدهای شناختی و تحصیلی همراه است. با توجه به پیامدهای گسترده این اختلال بر سلامت روان و کارکردهای روزمره نوجوانان، بررسی و مقایسه اثربخشی مداخلات درمانی کارآمد برای کاهش این پیامدها ضروری است.
هدف: با توجه به خلأ پژوهشی موجود در این زمینه، پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی رفتاردرمانی دیالکتیکی و درمان شناختی رفتاری بر کارکردهای شناختی، هیجانی و تحصیلی نوجوانان دختر دارای اختلال بدتنظیمی خلق مخرب انجام گرفت.
روششناسی: این مطالعه از نوع آزمایشی پیش آزمون ـ پس آزمون با گروه انتظار و پیگیری یک ماهه بود. جامعه ی آماری شامل دانش آموزان دختر دارای اختلال بدتنظیمی خلق مخرب دوره ی متوسطه ی دوم شهر سیرجان در سال تحصیلی 1403-1402 بود که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. از 166 دانش آموز، 60 نفر پس از بررسی معیارهای DSM-V-TR به صورت تصادفی در دو گروه درمانی) مهارت آموزی رفتار درمانی دیالکتیکی و درمان شناختی رفتاری مبتنی بر مدیریت خشم (و یک گروه انتظار (هر گروه 20 نفر) قرار گرفتند. مداخلات در 12 جلسه ی گروهی 150 دقیقه ای اجرا شد. ارزیابی ها شامل شاخص واکنش پذیری عاطفی (استرینگرز، 2012)، مقیاس پنج عاملی رفتار تکانشی (لاینام، 2006)، مقیاس رگه فراخلقی (سالووی و همکاران، 1995)، آزمون نرم افزاری برو/ نرو (لانگ و همکاران، 1984)، آزمون دسته بندی کارت ویسکانسین (برگ و گرانت، 1984)، پرسشنامه اهمالکاری تحصیلی (سولومون و راث بلوم، 1984) و پرسشنامه شناخت اجتماعی (نجاتی، کمری و جعفری،1397) بود. داده ها با تحلیل کوواریانس، تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون بونفرونی تحلیل شدند.
یافتهها: نتایج نشان داد که هر دو مداخله ی مهارت آموزی رفتاردرمانی دیالکتیکی و درمان شناختی رفتاری مبتنی بر مدیریت خشم در مقایسه با گروه انتظار، موجب بهبود معنادار در شاخص های انعطاف پذیری شناختی (کاهش خطای درجاماندگی و افزایش پاسخ مفهومی)، بازداری پاسخ (کاهش خطای ارائه، خطای حذف و افزایش توان بازداری)، شفافیت عاطفی، شناخت اجتماعی و کاهش اضطرار منفی و اهمالکاری تحصیلی شدند (p < 0.01). اثرات درمانی در مرحله ی پیگیری نیز پایدار ماند. مقایسه ی بین دو گروه
|
|
پژوهشگران
|
فرزانه عباسلو (دانشجو)، یوسف دهقانی (استاد راهنما اول)، فریده السادات حسینی (استاد مشاور)، سوران رجبی (استاد راهنما دوم)
|
|
تاریخ انجام
|
1404-10-24
|