|
Title
|
بررسي اثر تجارب آسيب زاي دوران كودكي بر تصوير بدني با نقش واسطه اي شفقت به خود و نقش تعديل گر نگرش فرهنگي اجتماعي به ظاهر در نوجوانان
|
|
Type
|
Thesis
|
|
Keywords
|
تجارب آسيب زاي كودكي، نگراني از تصوير بدني، شفقت به خود، نگرش فرهنگي–اجتماعي، نوجوانان
|
|
Abstract
|
هدف: نوجواني دوره اي حساس در شكل گيري نگرش نسبت به بدن است و عوامل فردي و اجتماعي متعددي مي توانند در اين فرايند نقش داشته باشند. پژوهش حاضر با هدف بررسي رابطه تجارب آسيب زاي دوران كودكي با نگراني از تصوير بدني در نوجوانان انجام شد و نقش ميانجي شفقت به خود و نقش تعديل گر نگرش فرهنگي–اجتماعي نسبت به ظاهر مورد بررسي قرار گرفت.
روش: اين پژوهش از نوع توصيفي–همبستگي و مبتني بر مدل يابي معادلات ساختاري بود. جامعه آماري شامل نوجوانان بود كه نمونه با روش نمونه گيري در دسترس انتخاب شد. ابزارهاي پژوهش شامل پرسشنامه تجارب آسيب زاي دوران كودكي، مقياس شفقت به خود، پرسشنامه نگرش فرهنگي–اجتماعي نسبت به ظاهر و پرسشنامه نگراني از تصوير بدني بودند. داده ها با استفاده از رويكرد حداقل مربعات جزئي (PLS-SEM) تحليل شدند.
يافته ها: نتايج نشان داد تجارب آسيب زاي دوران كودكي با نگراني از تصوير بدني رابطه مثبت و معنادار دارد (33/0=β ، 001/0P<). همچنين نگرش فرهنگي–اجتماعي نسبت به ظاهر پيش بين مثبت و معنادار نگراني از تصوير بدني بود (36/0=β ، 001/0P<). نقش ميانجي شفقت به خود تأييد نشد، زيرا مسيرهاي مرتبط با آن معنادار نبودند. در مقابل، نگرش فرهنگي–اجتماعي نقش تعديل گر معناداري در رابطه ميان تجارب آسيب زا و نگراني از تصوير بدني نشان داد (β=0.09, p=0.04)، هرچند اندازه اثر محدود بود. مدل نهايي توانست 35 درصد از واريانس نگراني از تصوير بدني را تبيين كند. نتيجه گيري: يافته ها نشان مي دهد كه تجارب آسيب زاي دوران كودكي و نگرش هاي فرهنگي–اجتماعي نسبت به ظاهر با نگراني از تصوير بدني در نوجوانان مرتبط هستند. با اين حال، شواهدي براي حمايت از نقش ميانجي شفقت به خود به دست نيامد. با توجه به ماهيت مقطعي پژوهش، نتايج بايد به عنوان روابط مشاهده شده تفسير شوند و نه روابط علّي.
|
|
Researchers
|
reyhaneh hoseini (Student) , Soran Rajabi (First primary advisor) , Afsaneh Moradi (Advisor)
|