|
چکیده
|
همدلی یکی از سازه های کلیدی در حوزه روان شناسی، نقشی مهمی در فهم عمیق دیگران و شکل دهی به ارتباطات مؤثر ایفا می کند؛ از این رو، درک سازوکارهای آن از اهمیت ویژه ای برخوردار است. دوران دانشجویی، به دلیل قرار گرفتن در مرحله گذار رشدی و مواجهه با فشارهای تحصیلی و اجتماعی، دوره ای حساس محسوب می شود و تقویت همدلی در این مرحله می تواند به سازگاری موفقیت آمیز کمک کند. پژوهش حاضر باهدف تبیین قدرت پیش بینی کنندگی شاخص های شناختی، هیجانی و نوروفیزیولوژیکی بر توان همدلی در میان دانشجویان انجام پذیرفت. پژوهش حاضر از نوع توصیفی–همبستگی است. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه خلیج فارس در سال تحصیلی 1404-1403 بود. نمونه ای به حجم 243 نفر به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. برای ارزیابی همدلی از پرسشنامه همدلی دیویس (1983) و برای سنجش شاخص های شناختی از پرسشنامه انعطاف پذیری شناختی دنیس، وندروال و جیلون (2009) و شاخص های هیجانی از پرسشنامه مقیاس بلوغ هیجانی یاشیور سینگ و بهارگاوا (1990) استفاده شد. داده های EEG از شرکت کنندگان در شرایط استراحت با چشم باز و استراحت با چشم بسته ثبت گردیدند و شاخص های باند δ,θ,α,β,γ مورد تحلیل قرار گرفتند. تحلیل داده ها با بهره گیری از رگرسیون چندگانه در نرم افزار SPSS صورت گرفت. نتایج داد که بین انعطاف پذیری شناختی (شاخص شناختی) با توان همدلی ، همدلی هیجانی و دیدگاه گیری (شاخص توان همدلی) رابطه مثبت معنادار وجود دارد اما بین انعطاف پذیری شناختی و توجه همدلانه (شاخص توان همدلی) رابطه معناداری وجود ندارد. بین عدم بلوغ هیجانی (شاخص هیجانی) با توان همدلی، همدلی هیجانی ، دیدگاه گیری و توجه همدلانه رابطه منفی معنادار وجود دارد. نتایج نشان داد شاخص های نوروفیزیولوژیکی مبتنی بر EEG توانستند همدلی را به طور معناداری پیش بینی کنند. یافته ها نشان داد همدلی پدیده ای چندبعدی است که از تعامل شاخص های شناختی، هیجانی و نوروفیزیولوژیکی تأثیر می پذیرد. درک این روابط می تواند به طراحی مداخلات مؤثرتر برای تقویت همدلی در محیط های آموزشی کمک کند.
|