|
عنوان
|
تأثیر نظریه های نوین ادبی در باژگونه خوانی تاریخ بیهقی
|
|
نوع پژوهش
|
مقالات در نشریات
|
|
کلیدواژهها
|
نقد و نظریۀ ادبی پساساختارگرایی نوتاریخ گرایی تاریخ بیهقی حسنک وزیر
|
|
چکیده
|
مطالعۀ تاریخ بیهقی، ما را در آن سوی گردنه ها و گریوه های روزگاران به دیدار با تاریخ نگاری کارکُشته و گرم و سرد چشیده می بَرد که پس از کناره گیری از خدمات دیوانی، در روزگار سلطنت ابوشجاع فرّخزاد(443-452 ﻫ.ق) و مدّتی پیش و پس از آن به سر و سامان دادن به یادداشت های خود دربارۀ رویدادهای دوران سلطنت غزنویان و نگارش تاریخ بیهقی سرگرم بوده است. او با آگاهی از اهمّیت کاری که در پیش گرفته، برآنست تا با «صداقت»، «دقّت» و «واقعیّت گرایی»، بی تعصّبی و تزیّدی آنچه را که با چشم خویش دیده یا از اشخاص قابل اعتماد شنیده، برای آیندگان بیان نماید. در مواجهه با تاریخ بیهقی با دو گونه خوانندۀ کنشگر آشنا خواهیم شد: نخست آن ها که با نگرگاه سنّتی تاریخ بیهقی را گزارشی به تمامی واقعی و اعتمادکردنی می دانند و صداقت و دقّت بیهقی در بیان رویدادها و بازشناسایی شخصیّت ها را می ستایند. دو دیگر آن ها که با پیش چشم داشتن نظریه های نوین، خاصّه نظریه های پساساختارگرا و نوتاریخ گرا برآنند که اساساً تاریخ، «روایت»ی است مبتنی بر ذهنیّت نویسنده ای که آگاهانه یا نه آگاهانه مقهورِ گفتمان غالب است و موازی با کامه های نهاد قدرت به گفتمان های مغلوب مجال دیده شدن نمی دهد. از اینرو در متن به وجود چیزی به نام «واقعیّت» باور داشتن و به دنبال کشف آن بودن، اشتباه است.
|
|
پژوهشگران
|
مجاهد غلامی (نفر اول)
|
|
تاریخ انجام
|
1404-11-12
|